محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

839

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر رفتن قتيبه به شهر خوارزم و ملك خوارزم را نامش جيفان بود و برادرى بود او را كهتر از وى نامش خورزاد ، بر او غلبه كرده بود و كارهاى او گرفته ، و هر گاه كه بشنيدى كه جيفان را چيزى نفيس و طرايف آورده اند چنان كه كنيزكى نيكو روى يا چهارپايى يا كسوتهاى فاخر ، كس فرستادى و از كس نينديشيدى و آن را بستدى . و اگر بشنيدى كه كسى خواهرى يا دخترى يا زنى نيكو روى دارد ، كس فرستادى و آن را ببردى . و هر كه را خواستى بگرفتى و بكشتى يا بازداشتى . و هر چه خواستى همى كردى . و كس او را باز نتوانستى داشتن . و چون جيفان را بگفتندى ، گفتى من با او نتوانم گفتن . و بسيار رنج و بلا از وى كشيدى . پس چون كار دراز بكشيد و جيفان را طاقت نماند ، كس فرستاد به زمين مرو ، و قتيبه را بخواند به زمين خوارزم . از كليدهاى خزينهء خوارزم سه كليد زرين با كليد شهر به دو فرستاد ، و شرط كرد كه اگر برادر مرا بكشى ، هر حكم كه خواهى به تو دهم . و كس را از اين حديث آگاه نكرد . و رسول به نزديك قتيبه آمد ، و وقت غزو بود و قتيبه ساخته بود غزو را ، و مردمان را ايدون نمود كه به سغد خواهم شدن . و رسول جيفان را بازگردانيد و